جستجو

تحليل «خبرشمال» از آنچه در آخرين جلسه شوراي اسلامي شهر ساري درباره انتخاب شهردار گذشت؛
 
پول شام را چه كسي مي‌دهد؟!
 
 
 

هومن حكيمي/


اشاره: مسأله انتخاب شهردار جديد مركز استان مازندران براي چه كساني مهم است؟ براي مردم؟ براي اعضاي شوراي شهر و شهرداري ساري؟ براي مسوولان و مديران ديگر نهادهاي شهري و استاني؟ و براي نمايندگان مجلس و نامزدهاي انتخابات آينده مجلس شوراي اسلامي؟ اين سوال‌ها كه هركدام جواب‌هاي مبسوطي هم دارند براي چه كساني مهم هستند؟ ساري بعد از شهرداري «مهدي عبوري» با اين سوال‌ها و جواب‌هايي كه هر كسي مي‌تواند با نگاهي متفاوت به آنها بدهد، چه رفتاري و چه عاقبتي خواهد داشت؟
حدود هفت سال پيش ساري را اگر به ياد بياوريم و قبل‌ترهايش را، نه مسأله انتخاب شهردارش اينقدر براي عموم اهميت داشت و نه حتي انتخابات شورايش. بيشتر يك چيز درون سازماني و درون گروهي بود كه نتيجه انتخابش جوري كه الآن مي‌نماياند، اهميتي براي عموم نداشت. به اين «مي‌نماياند» هم به عمد تاكيد كردم تا بگويم كه امروز در بازه زماني بعد از عبوري، همه چيز در حال نماياندن است. «شو» است و برنامه‌ريزي براي بقا. و آنچه در ميانه اين هفت سال گذشت- علي‌رغم اينكه معتقدم بدون ضعف نبود- خاص بود و به اين راحتي‌ها قابليت تكرار ندارد. شايد اين قياسي كه مي‌خواهم انجام بدهم باعث شود به بعضي‌ها بر بخورد اما «احمدي‌نژاد» را يادمان باشد كه در هشت سال، بالا و پايين‌ها و فراز و فرودهايي داشت كه باعث شد حالا برخي - خيلي‌ها - دوست نداشته باشند دوباره تكرار شود اما به خاص بودنش اعتقاد دارند و اگر در انتخابات قبلي رياست جمهوري، كسي مثل احمدي‌نژاد را جناح منتسب داشت، حتما به «رييسي» و «قالي‌باف» تكيه نمي‌كرد و قس‌علي‌هذا!
درباره انتخاب شهردار جديد ساري، اگر بخواهم منصفانه و براساس آنچه مي‌گذرد بنويسم، در درون شوراي شهر ساري، گزينه‌اي كه تمام و كمال بتواند كشتي شهرداري بعد از عبوري را به درستي هدايت كند،  وجود ندارد. اين نكته، هم به رفتار و وجه كاريزماتيك مهدي عبوري مربوط است و هم انجام پروژه‌هاي عمراني و فرهنگي كه انتظارات مردم را بالا برده است. در بخش اول، غير از «حميد فرزانه» كه تا حدي اين وجهه كاريزماتيك را داراست، در مجموعه فعلي، شخص ديگري با اين ويژگي وجود ندارد و در مورد دوم هم به دليل مشكلات اقتصادي كشور و وضعيت امروز، امكان انجام پروژه‌هاي عظيم، به اين سادگي‌ها ميسر نيست.
اما از اينها كه بگذريم، ناگزيريم در مسأله انتخاب شهردار، رفتار شوراي اسلامي شهر ساري را نيز بررسي كنيم و بسنجيم. شورايي كه بايد پذيرفت هر چه جلوتر مي‌رود، با نوع عملكردش به جايگاهي كه بايد داشته باشد، آسيب مي‌زند. جنگ و جدل‌ها را كه كنار بگذاريم، مبنا و تعداد آراي اين اعضاي منتخب را هم كه فعلا فراموش كنيم اما مواجهه با اين نكته را كه شوراها بيش از آنچه بايد در عمل شورايي باشند و به طور شورايي براي شهرشان موثر واقع شوند، روي كاغذ اهل مشورت دموكراتيك هستند، آنگاه طبيعي‌ست كه در بزنگاه انتخاب شهردار ساري؛ آن هم بعد از مهدي عبوري، آنها را دچار «نماياندن» کند.
اشتباه نكنيد، اينجا قرار نيست توانايي‌هاي شخصي اغلب اعضاي شوراي ساري را زير سوال ببرم كه هر كدام ظرفيت‌هاي زيادي دارند اما وقتي نُه نفر با نام منتخبان مردم مركز استان وارد جايي به نام شورا مي‌شوند، اين برآيند، آني نيست كه انتظار داريم. اينكه لابي كردن - درست يا غلط - بخشي از فرآيند انتخابات است، اينكه در اين ميان وعده‌اي داده مي‌شود و شامي يا نهاري، اينكه ناگهان رگ غيرت حزبي چند نفر گل مي‌كند و تازه يادشان مي‌آيد كه مثلا غير از عضو شورا بودن، اهل يك حزب هم هستند!، اينكه امروز به «شكوفه» سلام مي‌كنند اما روزي ديگر كه نه، ساعتي ديگر كه نه، لحظه‌اي ديگر سلام را نثار «باران» مي‌كنند و... را مي‌فهمم اما درك نمي‌كنم.
درك نمي‌كنم چون صحن علني شورا جاي اين نيست كه از شامي كه براي دادن رأي به گزينه موردنظر داده شد و قول و قرارهاي پنهاني آن گفته شود. درك نمي‌كنم چون صحن علني جاي روكم‌كني براي رسيدن به انتفاع شخصي نيست. درك نمي‌كنم چون شهردار مركز استان بزرگ مازندران را انتخاب كردن، نياز به درايت و هم‌انديشي و بحث‌هاي شديد تخصصي دارد و نه نمايش راه انداختن و بازي را به هر قيمت بر هم زدن.
شوراي پنجم البته خوشبختانه مثل شوراي چهارم چندين عضو داراي ظرفيت و هدفمند دارد كه مثلا در همين جلسه اخير (پريروز) سعي داشتند كه اوضاع را مديريت كنند اما متاسفانه انگار شوراي پنجم نمي‌خواهد تجربه سال‌هاي پاياني شوراي چهارم را به كار ببندد كه سرنوشتش آن شد كه نبايد مي‌شد.
حالا برمي‌گردم به سوال‌هايي كه در ابتداي اين متن آوردم؛ مسأله انتخاب شهردار جديد شهر ساري، براي چه كساني اهميت واقعي دارد؟ براي مردم كه ديگر مثل دوره قبلي چندان درگير اين مسائل نيستند و غم نان، آنها را غمگين بار آورده است؟ يا براي اعضاي شورايي كه بعضي‌هايشان صحن شورا را فقط صحنه‌اي براي تركتازي‌ها و لابي‌كردن‌هايشان مي‌پندارند يا براي نمايندگان مجلسي كه بيشتر از شهر به فكر صندلي‌شان در بهارستان‌اند يا...؟
هر چه كه باشد، هر طور كه رفتار شود و هر جوري كه به ماجرا نگاه شود، اين روزها هم مي‌گذرد و بالاخره يك نفر به‌عنوان شهردار جديد ساري انتخاب خواهد شد اما خدا كند جوري بگذرد كه روسياهي به زغال بماند نه بر صورت مردمي كه دلشان به رأي‌هايي كه داده‌اند خوش است؛ يعني اميدوارم كه هنوز خوش باشد!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی