جستجو

تحلیل «خبرشمال» درباره اینکه چرا «بارسا» به «لیورپول» می‌باخَد اما مدیرکل فرهنگ و ارشاد یکی از استان‌ها نمی‌باخد یا بازنشسته نمی‌شود یا... اینها؛
 
«من دلم ماری رو میخواد...»!
 
 
 
هومن حکیمی/

اشاره: «بارسا» پریشب حذف شد و من الآن اصلا اعصاب درست حسابی ندارم. پس اجازه بدین که با خودم و با شما و با ایشان و مخصوصا با حوزه فرهنگ و هنر راحت باشم! یعنی بالاغیرتا این روزها کلا دم‌پر من آفتابی نشین و دمتون گرم و اینها!
 

اینکه میگن قبل از عروسی حسابی تحقیق کنین، بیخود که نیست که؛ باخوده! مثلا همین «محسن فروزان»؛ دروازه‌بان اصیل و ارزشی استقلالی تیم تراکتورسازی یا همون تراختور و اینها! این آقا اگه قبل ازدواج لج نمیکرد و نمیگفت که «یا اون، یا این، یا اونا! من دلم ماری رو میخواد، ماری منو نمیخواد...» و از این جور لوس‌بازی‌ها، الآن اوضاع و احوالش اینجوری نبود! خب البته داشتن بنگاه شرط‌بندی، روی کاغذ کار بدی نیست ولی خب با اینکه آرایشگاه زنونه داشته باشی خیلی فرق داره؛ نداره؟!
من حتی مشکوکم به «ترشتگن»؛ دروازه‌بان «بارسا»، که شاید همسر مهربان ایشون هم بنگاه شرط‌بندی داشته باشه یا حتی «ژوردی» یا «جوردی» یا «یوردی» یا هر کوفت دیگه‌ای «آلبا»، چون مگه داریم که اینجوری زرت و فرت اشتباه کنن توی نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان اروپا؟!
این نشون میده که مسائل اخلاقی و ازدواج (حالا از هر رنگی!) ربطی به مرز جغرافیایی نداره و فرامرزیه! (منظورم خارج از مرزه وگرنه «فرامرز» که داداشمونه توی شورای شهر!)
خلاصه اینکه «والورده» مربی خوبیه و دوسش داریم اما فقط برای لیگ داخلی نه لیگ قهرمانان! گفتم لیگ قهرمانان، یاد مادر مرحوم «چاوز» و جشنواره «وارش» افتادم، چرا؟! یعنی چی؟ مگه «وارش» در حق من چه بدی‌ای کرده؟! چرا من نسبت به «وارش» حساسم؟! چیکار کنم «که نگی حساسه؟»! بعدشم چرا الان که سرمربی «بارسا» تحت فشاره و یک مدیرکل فرهنگی در یکی از استان‌های شمالی کشور هم تحت فشاره، به عقل کسی نمیرسه که اینو ببرن اونجا، اونو بیارن اینجا؟ یعنی ناموسا شما فک میکنی «ارنستو والورده» نمیتونه حوزه فرهنگی یکی از استان‌های شمالی کشور رو بهتر از الآنش مدیریت کنه؟! بالاخره مَردی، تجربه کار کردن با «مسی» و «سوارز» و علی‌الخصوص «پیکه» رو داره و کسی که همسرش یه خواننده منشوریه اما سرمربی «بارسا» تونسته باهاش بدون تنش ادامه بده و لااقل حال «رئال‌مادرید» رو در این سال‌ها بگیره، یعنی قدرت مدیریت فرهنگی بالایی داره!
از اون طرف (یعنی از طرفی که شما الآن دارین به من نگاه میکنین!) اون مدیر فرهنگی یکی از استان‌های شمالی کشور هم نشون داده که اگرچه خیلی رویایی به مسائل نگاه میکنه و فکر میکنه که اینجا افغانستانه (!) ولی خب چون تجربه بین‌المللی داره و با آدم حسابیا (!) کار کرده، احتمال موفقیتش در «بارسا» خیلی بالاست و حتی شاید بتونه یکی دوتا جشنواره متفاوت در بارسلونا برگزار کنه و باعث بشه که «سوارز» و «مسی» و «دمبله» و علی‌الخصوص این «کوتینیو»ی گور به گور شده که قبلا فرت و فرت گل میزد و پاس گل میداد اما تا اومد بارسا، قفل کرده، تتو و خالکوبی‌هارو پاک کنن و به راه راست هدایت بشن! حتی اگه بهش فرصت بدن ممکنه بتونه «شکیرا»؛ همسر خواننده «پیکه»، رو هم از خر شیطون بیاره پایین که خوانندگی رو بذاره کنار و بمونه خونه و فقط آشپزی و خیاطی کنه!
من البته اینهایی رو که گفتم، تحت همون شرایط ناراحت‌کننده باخت «بارسا» به «لیورپول» به ذهنم رسیده و در حد یک ایده خامه ولی قابلیت اینو داره که پخته بشه! منتهی باید حتما یادمون باشه که اگه این جابه‌جایی مدیریتی انجام شد و «ارنستو والورده» به‌عنوان مدیرکل فرهنگ و ارشاد یکی از استان‌های شمالی کشور منصوب شد، حتما بهش یادآوری کنیم که اینجا یکی از استان‌های شمالی کشوره که تقریبا همه چیز درهمه و مخصوصا اوایل حضورش اینقدر از خاطراتش از بارسلونا و «مسی» و... برامون نگه و درضمن بدونه که «وارش» خیلی چیز و اتفاق مهمیه که باید بهش بها بده تا بعدها ازش به‌عنوان معمار سازندگی فرهنگ و هنر یکی از استان‌های شمالی کشور یاد بشه و اینها!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی