جستجو

تحلیل خبرشمال درباره سازمان‌های مردم‌نهاد (سمن‌ها) مازندران و توجه بیشتر به کارکرد آنها
 
«نظارت» با «دخالت» فرق می‌کند
 
 
 



/هومن حکیمی

«مستقیماً بخشی از ساختار دولت محسوب نمی‌شوند اما نقش بسیار مهمی به‌عنوان واسطه بین مردم و قوای حاکم و حتی خود جامعه ایفا می‌کنند». این، تعریفی کلی از سازمان‌های مردم‌نهاد است که در تمام دنیا نقشی مردمی و دموکراتیک ایفا می‌کنند و به نوعی قرار است بخش‌هایی از مدنیت را در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی به شکل مستقل از دولت و حاکمیت ارتقاء ببخشند. سازمان‌هایی که طبق همان تعریف کلی، بودجه فعالیت‌هایشان می‌بایست بیشتر از طریق کمک‌های مردمی تامین شود اما گاهی بخشی از این بودجه توسط برخی سازمان‌های دولتی نیز تامین می‌گردد. مسائلی مانند حقوق شهروندی هم که این سال‌ها و روزها زیاد درباره‌اش می‌خوانیم و می‌شنویم، می‌تواند در حیطه فعالیت‌های سمن‌ها  لحاظ شود و انجام فعالیت‌های خیریه و عام‌المنفعه نیز از مهم‌ترین اقدامات آنهاست. در مازندران هم تعداد زیادی از این سازمان‌ها مشغول به فعالیت هستند و به تناوب و براساس هدفی که مدّنظر هرکدام قرار می‌گیرد، حرکت و فعالیت می‌کنند.
خب، تا اینجای قضیه همه چیز خوب و مطلوب به نظر می‌رسد، چراکه اساسا دولت‌ها و حکومت‌ها، امروزه به دلیل انباشت دغدغه‌ها و نیازها و مسئولیت‌ها مجبورند بخش‌هایی از حوزه‌های مدنی را برای اجرایی شدن بهتر در اختیار خود مردم قرار دهند و تنها نقش نظارتی داشته باشند. نکته‌ای که با کمی عمیق‌تر شدن به آن (نظارت) ما را با مسئله‌ای جدی و مهم مواجه می‌کند.
مازندران اصولا به دلیل موقعیت جغرافیایی و نوع فرهنگ تعامل در آن و وجود تعصب نسبت به قوم‌ها و قبیله‌ها، وضعیت منحصربه‌فردی دارد که تحلیل هرگونه مسئله‌ای در این بازه جغرافیایی (سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و...) نمی‌تواند بدون درنظر گرفتن این وضعیت خاص باشد. نگاهی به مثلا فرآیند انتخابات در مازندران یا تحولات و رخدادهای اجتماعی و فرهنگی در این خطه، این منحصربه‌فرد بودن را -که متاسفانه بیشتر بار معنایی منفی دارد- به خوبی آشکار می‌کند. بنابراین اینکه در بررسی و تحلیل پدیده‌های مختلف در مازندران تنها بخواهیم به تعاریف کلی این پدیده‌ها بسنده کنیم، کفایت نمی‌کند و گاهی حتی نشانی غلطی به ما می‌دهد.
البته خوشبختانه هنوز تعداد زیادی از انجمن‌های مردم‌نهاد در مازندران وجود دارند که بدون توجه به حواشی و مسائل پیرامونی در راستای اهدافی انسانی فعالیت می‌کنند اما باید قبول کرد که تعدادی از آنها هم تنها پوسته و روکشی از سمن‌ها هستند و درواقع اهداف دیگری در سر می‌پرورانند و درست اینجاست که نقش «پارامتر» مهم نظارت برجسته می‌شود.
از مرحله ثبت یک انجمن و کسب مجوز فعالیت تا شروع به فعالیت و خروجی آن در یک بازه زمانی مشخص، خیلی راه درازی نیست و در این مسیر دیده‌ایم و شنیده‌ایم که انحرافاتی به وجود آمده است که فرسنگ‌ها با خاستگاه یک انجمن مردم‌نهاد فاصله دارد؛ مثلا شرکت غیرمستقیم و گاهی مستقیم یک سازمان مردم‌نهاد در انتخابات و دراختیار قرارداده شدن ظرفیتش برای یک جریان یا یک فرد خاص در انتخابات تنها یکی از این انحرافات است که بارها در مازندران شاهد آن بوده‌ایم.
از طرف دیگر اگرچه شاید به طور کامل قابل اثبات نباشد اما همین‌که در اساسنامه و تعریف کلی ماهیت سمن‌ها قید شده که گاهی بخشی از بودجه فعالیت آنها می‌تواند از طریق سازمان‌ها دولتی تامین شود، مسئله نظارت دقیق‌تر بر فعالیت‌های آنها را مهم‌تر جلوه می‌دهد. اینکه این تامین بودجه برچه اساسی انجام می‌شود و نحوه هزینه‌کرد آن چگونه است و خروجی آن به چه شکل است، همه و همه جزو وظایف ذاتی دستگاه‌های متولی و نظارتی است که اگرچه ممکن است روح دموکراتیک و مردمی این‌گونه فعالیت‌ها را خراش ‌دهد اما طبق تعریف سمن‌ها می‌بایست وجود داشته باشد و البته که بین نظارت قانونی با دخالت و جبر باید فرق گذاشت.
اینکه مردم با کمک سمن‌ها می‌توانند بخش‌هایی از حوزه‌های اجرایی را در دست بگیرند، اینکه مطالبات مردمی و حقوق شهروندی می‌تواند با کمک سازمان‌های مردم‌نهاد در سطح بهتری قرار بگیرند، اینکه ارتباط بین دولت و حاکمیت با مردم از این طریق و در شرایط ایده‌آل می‌تواند شکل زیباتری به خود بگیرد، مسئله و نکته جذاب و مهمی است که باعث می‌شود نقش مهم سازمان‌های مردم‌نهاد پررنگ‌تر شود اما به نظر می‌رسد تا خود این انجمن‌ها خودشان را جدی‌تر نگیرند و معدود همکارانی را که از تشکیل چنین سازمان‌هایی به دنبال مسائل دیگری هستند از مجموعه‌شان دور نکنند و تا نهادهای نظارتی و دولتی، ضمن احترام به استقلال این سازمان‌ها، نظارت موثرتری بر فعالیت‌های سمن‌ها نداشته باشند، رسیدن به وضعیت مطلوبی که هدف از تولد و تشکیل سمن‌ها بوده، محقق نخواهد شد.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی